X
تبلیغات
L❤VE


L❤VE

دستهایت؛ تنها بالشی است که وقتی سر بر او دارم کابوس نمی‌بینم..

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

عشق

برای تو مینوسیم عشق من...

تویی که همچون مرواریدی...

همچون گوهر گرانبها..

در قلب کوچکم...

چشمانت فروغ زندگیم..

ودستانت تکیه گاهی برای ایستادن..

ایستادن در برابر انسان هایی که میخواهند..

این سوسوی عشق پرشور مارا خموش کنند


عشق من..! ماهک من..!

مجتبی جون..!

اومدم اینجا جلوی این

همه آدم شهادت بدم..

تا دنیا دنیاست من با تو ام وکنارتم..

هیچ روزی نمیاد

که من بدون تو سر کنم..

عاشق کمه.. من مجنونتم..!

دیوونتم روحم..!

 


       


عشق من....

شبیه باران نیست كه گاهى بیاید و گاهى نه،

عشق من....

... شبیه هواست،

ساكت،

اما همیشه در اطراف تو...
برای متعهد بودن مهم نیست یه حلقه فلزی توی دستت باشه
مهم اینه یه حلقه از عشق دور قلبت باشه...

عشقم سوزانم/گفتی چرا از من تو نوشته هات استفاده


نمیکنی گفتم نمیشه/گفتی اسمو هم نمیتونی بزاری ؟


گفتم چرا اما کسایی هستن که


سو استفاده گرن و بی احساس/


واسه همین از تو و حسم


نسبت به توحرفی نزدم/اما حالا میگم برات که


چقدر عاشقانه و صادقانه و عارفانه


دوست دارم


|یکشنبه شانزدهم مهر 1391| 15:37|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!

اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!

دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم میبینم و به یاد تو می باشم.

دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ، دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!

به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!

دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی

|دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392| 0:5|( ¯*♥ » M0jt4l34 « ♥* ¯)|


من تو را تا آسمان ها

من تو را تا بی کران ها

از زمین تا آسمان ها

دوست دارم می پرستم

من تورا همچون اهورا

من تورا همچون مسیحا

همچون عطر پاک گلها

دوست دارم می پرستم

من تورا تا لحظه های انتظارم

عاشقم با این نگاه بیقرارم

من تورا با آنچه هستم

دوست دارم

می پرستم

|یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392| 23:50|( ¯*♥ » M0jt4l34 « ♥* ¯)|


سلام دوستان عزیز ایشالا که خوب هستید.نمیدونم از کجا بگم ولی خلاصه میکنم.من و سوزان باهم اشتی کردیم و میخوایم این وب رو با مطالبمون به روز رسانی کنیم.امیدوار که تاحالا خسته نشده باشید و از مطالبی که گذاشتیم لذت برده باشید.اگه دوس داشتید بازم سر بزنید و نظر هم بزارید ممنون میشیم.

|یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392| 14:57|( ¯*♥ » M0jt4l34 « ♥* ¯)|


کاغذ دیواری عاشقانه (6)
نگاه به چشمهای آرام و خسته من نكن، این چشم یك دنیا اشك در آن است! نگاه به چهره پریشان من نكن، این چهره، عاشق چهره توست! دوستت دارم چون كه تو اولین و آخرین معشوق من هستی! دوستت دارم چون زمانی كه دفتر عشق را می گشایی و میخوانی با خواندن نوشته هایم اشك از چشمانت سرازیر می شود. دوستت دارم چون از زندگی و دنیا گذشته‌ای تا با من بمانی.

|یکشنبه بیست و نهم بهمن 1391| 0:3|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


خوشحالم و هزاران بار خداي مهربان را شاكرم كه تو را به من هديه داد

خوشحالم و به خود مي بالم كه هميشه تو را در كنارم دارم

و چه لذت بخش است دوش به دوش تو قدم زدن ،

و از آن شيرين تر با تو همكلام شدن !

عشق ،قلب كوچكم را از خود بي خود كرده ،

چرا كه تنها تو را در ميان ديگران باور كرده است !

كاش زودتر از اينها تو را يافته بودم گل من .

زيرا احساس ميكنم با عشق تازه متولد شده ام!

حال ...تو مرا  مجنون خويش ميپنداري ،

ومن تو را ليلاي عشق مي نامم !

تو مرا براي خود مي داني ،من نيز تو را از براي قلب خود مي دانم.

و چه زيباست لحظه ي رسيدن به اوج خوشبختي ،

زماني كه هر دو همديگر را براي هم مي خواهيم!

خالصانه و از ته قلبم ميگويم كه براي من معناي واقعي عشق تويي .

|شنبه بیست و هشتم بهمن 1391| 22:4|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


عزیزم زیباترین لحظاتم را به پای ساده ترین دقایقت میریزم تا بدانی تو را برای تو دوست دارم.
تقدیم به ان کسی که افتاب مهرش در قلبم همچنان پابرجاست و هرگز غروب نخواهد کرد.

|شنبه بیست و هشتم بهمن 1391| 22:2|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


روز به روز که میگذرد بیشتر عاشقت میشوم

این لحظه های عاشقانه که میگذرد بیشتر محو عشق بی همتای تو میشوم
کسی نیست مانند تو ، گرچه نمیگردم به دنبال یکی مثل تو، اما اعتراف میکنم که یار وفاداری نیست در دنیا غیر از تو!
بگذار خیره شوم به چشمهای زیبای تو ، نمیبخشم چشمهایم را اگر لحظه ای جز چشمانت خیره شوند به اطراف تو
روز به روز که میگذرد بیشتر قدر روزهایی که گذشته را میدانم ، لحظه به لحظه با تو غنیمت است ، تمام روزهایی که گذشته مقدس است ، بگذار تعظیم کنم در برابر عشق پاک تو…
کسی که نمیداند عشق چیست ، تو فهمیدی عاشق واقعی کیست ، باز هم تکرار میکنم مثل تو در این دنیا نیست!
عزیزم قدر تو را بیشتر از همیشه میدانم ، همیشه وقتی میبینم تو را، با تمام وجود دوست داشتن را از چشمانت میخوانم
نجات دادی مرا از زندان غمها ، زمانی که تنها بودم
عاشقانه صدا کردی مرا از آنجا که درگیر سکوت بودم
من که وقتی تو را دیدم مات و مبهوت بودم ، باور نمیکردم تو را به دست آورده ام، باور نمیکردم  با تو به سرزمین عشق و احساس آمده ام
روز به روز که میگذرد ، مثل امروز ،از دیروز عاشقتر میشوم !

|چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391| 14:48|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


سر میگذارم بر روی شانه های تو
آرامش میگیرم از صدای تپشهای قلب تو
دلم پرواز میکند در آسمان قلبت
میشنوم صدای تپشهای قلبت
اوج میگیرم تا محو شوم در آغوشت
تا خودم را از خودت بدانم
تا همیشه برایت بمانم
چه لذتی دارد تا صبح در آغوش تو بخوابم

garmayeshgh


نمیبینم زیبایی های دنیا را آنگاه که تویی زیبایی های دنیایم!
نمیشنوم صدایی را آنگاه که صدای مهربانت در گوشم زمزمه میشود و مرا آرام میکند!
آن عشقی که میگویند تو نیستی ، تو معنایی بالاتر از عشق داری و برای من تنها یک عشقی!
از نگاه تو رسیدم به آسمانها ، آن برق چشمانت ستاره ای بود که هر شب به آن خیره میشدم!
باارزش تر از تو ، تو هستی که عشقت در قلبم غوغا به پا کرده !
قدم به قدم با تو ، لحظه به لحظه در فکر تو ، عطر داشتنت ، ماندن خاطره هایی که مرور کردن به آن در آینده ای نزدیک دلها را شاد میکند!
و رسیده ام به تویی که آمدنت رویایی بوده در گذشته هایم ، و رسیده ام به تویی که در کنار تو بودن عاشقانه ترین لحظه ی زندگی ام است
پایانی ندارد زندگی ام با تو ، آغاز دوباره ایست فردا در کنار تو ، فردایی که در آن دیروز را فراموش نمیکنم ، آنگاه که با توام هیچ روزی را فراموش نمیکنم ، که همه آنها یکی از زیباترین روزهاست و شیرین ترین خاطره ها ، و گرم ترین لحظه ها !
سر میگذارم بر روی شانه های تو ، آرامش میگیرم از صدای تپشهای قلب تو ، دلم پرواز میکند در آسمان قلبت ، میشنوم صدای تپشهای قلبت ، اوج میگیرم تا محو شوم در آغوشت !
تا خودم را از خودت بدانم ، تا همیشه برایت بمانم ،چه لذتی دارد تا صبح در آغوش تو بخوابم!
تا ببینم زیباترین رویاها ، فردا که بیدار میشوم حقیقت میشود همه ی رویاها !
و اینجاست که عاشق خیالات با تو بودن میشوم ، و به عشق این خیالات دیوانه میشوم !
حالا من مجنونم و تو لیلای من ، همیشه میمانیم برای هم ، و میسازیم یک قصه ی عاشقانه دیگر با هم !
بر میگردیم به دیروزی که گذشت ، خاطره ی شیرین فردا بدجور به دل نشست !
و میدانیم زندگی مان عاشقانه خواهد گذشت ، هم دیروز و امروز و هم فرداهایی که خواهد رسید!

|چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391| 14:46|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


گه معلم جغرافیا شم بهتون میگم قله ی عشق

اگه معلم تاریخ شم بهتون میگم سلسله ی عشق

اگه معلم ریاضی شم بهتون میگم مضرب عشق

اگه معلم علوم شم بهتون میگم سرچشمه ی عشق

اگه معلم فارسی شم بهتون میگم عالم عشق

اگه معلم هنر شم بهتون میگم قلم عشق

اگه معلم زبان شم بهتون میگم

I LOVE YOU


|چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391| 0:55|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


امشب دلم بی قرار ومجنون است...


چشمانم در فراغت بی فروغی میکند..


حســـــــــــــــــــــت میکنم...


میخواهم سر مست باشم...


بیا پیکی بنوشیم..


سر مست از این شادی ها..


|چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391| 0:45|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


الان ولنتاین شده.. چند لحظه ای هست.. دل من یه تپش خاصی داره..


 {{{{{{{{}}}}}} ***{{{{{{{{}}}}}}



 عزيزترينم تمامي سلامها بر تو باد

 

پاك ترينم تمامي عشقم نثار تو باد

 

بهترينم عبه زير شقم را و


تمامي وجودم را پاهات مي ريزم

 

و بوسه هاي عاشقانه ام


را به تو تقديم ميكنم

 

به تو كه با تولدت در قلبم زندگي


دوباره به دل خشكيده ام دادي

 

و در اين روز زيبا اعتراف خواهم كرد


كه عاشقانه مي پرستمت

[تصویر:  j4p65m7cnbfmt8nelnti.gif]
|چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391| 0:24|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|




سلام به همگی.. فردا ولنتــــــــــــــــــــــــــــــاینه..!!!!


هههههه! نترسین بابا منم همچین شاد نیستم..!


منم مث خودتون تک وتنهام..!!!


عب نداره..

___________________________________

و اینک..


اینم خواهد گذشت اما روزگاری بعد..


زمانی که از کوچه خاطرات رد شدی..


بار دیگر در ذهنت زمزمه کن..


این غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود..



با تو این تن شکسته
داره کم کم جون میگیره
آخرین ذرات موندن
توی رگ هام نمیمیره

با تو انگار تو بهشتم
با تو پر سعادتم من
دیگه از مرگ نمیترسم
عاشق شهامتم من

اگه رو حصیر بشینم
اگه هیچ نداشته باشم
با تو من مالک دنیام
با تو در نهایتم من

با تو انگار تو بهشتم
با تو پر سعادتم من
دیگه از مرگ نمیترسم
عاشق شهامتم من

با تو شاه ماهی دریام
بی تو مرگ موج تو ساحل
با تو شکل یک حماسه
بی تو یک کلام باطل

بی تو من هیچی نمیخوام
از این عمری که دو روزه
نرو تا غم واسه قلبم
پیرهن عزا بدوزه

با تو انگار تو بهشتم
با تو پر سعادتم من
دیگه از مرگ نمیترسم
عاشق شهامتم من

______________________---------------------------



  پاهایت را بگذار اینجا…
 
درست روی قلبم…
 
ببخش مرا …
 
چیز دیگری نداشتم که فرش قدومت کنم …
 
آهسته قدم بردار اینجا…
 
تارو پود این فرش قرمز پر از گل احساسم است…!

  • گل قشنگم !


  • پیدا نیستی،

  • ولی من صخره های شب را آنقدر میتراشم

  • تا خورشیدم طلوع کند

  • و تو در کنار من بخندی...

  • واسه روز ولنتاین دوتا ستاره تقدیمت می کنم

    یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسهیه ستاره

    پر امید واسه هر کی تو رو دید

    """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

    اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی .

    اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی.

    اگه شمع بودی روشن ترین بودی

    و تا زمانی که دوست منی عزیز ترینی ولنتاین مبارک


    ولنتاین مبارک

    |سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391| 15:21|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    چشمان ناز تو

    چشمان ناز تو ، قلب مهربان تو، هر چه فکرش را میکنم محال است زندگی بدون تو
    چه عادت کرده باشم به تو ، چه دوستت داشته باشم ، قلب عاشقم میگوید ، این زندگی عاشقانه را مدیونم به تو
    روزی آمدی و مرا از حال و هوای تنهایی بیرون آوردی
    عاشقم کردی با مهر و محبت هایت، با قلب مهربانت
    دیوانه ام کردی با آن چشمهای نازت
    چه ناز است چشمانی که لحظه ای دیدن دوباره اش برایم آرزوست
    تا لحظه های در کنار تو بودن را با چشمان ناز تو سر کنم ، تا غرق شوم درون چشمهایت تا بشکنم سکوت را به بهانه ی دیدن چشمهایت
    تا بگویم درد دلهایت را برایت ، منی که بی خبر نیستم از آن دل مهربانت
    صدای دلنشین تو ، خیره شده ام به چشمهای زیبای تو، تو نیز عاشقانه نگاه میکنی به چهره عاشق من ، لبخندت مرا دیوانه تر میکند، عزیزم بیشتر از این تو را ببینم به رویا نبودن این رویای زیبا شک میکنم ، میترسم که خواب باشم ، میترسم که در خواب عاشقت شده باشم ، میترسم که رویا را با حقیقت اشتباه گرفته باشم!
    تو نیز مانند من به انتظار باریدن بارانی ، یا باز هم اشک میریزی از اینکه دیدارمان به سر رسیده  و تا فردا مرا نمیبینی
    چگونه سر کنم شب را تا فردا ،نمیدانم حقیقت عشق تو را باور کنم یا آن رویا!
    نمیدانم چگونه قلبم را راضی کنم که خواب نیست تو را داشتن را
    ای قلب عاشقم باور کن عاشق شدن را
    چشمان ناز تو مرا دلتنگ کرده، گرفتن دستهایت بی قرارم کرده ،دیگر چگونه بگویم که بودن تو ،مرا بدجور عاشق کرده
    حتی اگر با تو بودن رویا باشد ، می مانم تا ابد در همین رویا ، به خیال تو ، به خیال داشتن فرشته ای مثل تو ، به همین خیال رویایی زندگی میکنم

    |یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391| 18:10|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    بی شک .....


        جهان را به عشق کسی آفریده اند



              چون من که آفریده ام از عشق جهانی برای تو.......

    http://s1.picofile.com/file/7286901070/5552865_happy_young_cuple_have_fun_and_relax_in_their_new_big_bright_home_apartment.jpg
    |یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391| 1:19|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    بــــــاور کن خیلی حرف است


    وفـــــــــادار دســـــــــت هایی باشی


    که یکبار هم لمســـــــشان نکرده ای…


    |یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391| 1:18|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    میدانم تو نیز حال مرا داری ، تو نیز مثل من ، هوای دلم را داری

    میدانم با دلتنگی ها سر میکنی ، بس که اشک میریزی چشمان نازت را تر میکنی...

    من که به خیال تو رفته ام به خیالات عاشقانه ،

    تو به خیالم پیوسته ای به یک حس عاشقانه

    شیشه ی دلتنگی ها را شکسته ایم در دلهایمان،او که میفهمد حال ما

    را کسی نیست جز خدایمان

    از تپشهای قلبت بی خبر نیستم ، من که مثل دیگران نیستم ،

    تو جزئی از نفسهای منی ، تو همان دنیای منی

    کاش بیاید آن روزی که تو را در کنارم ببینم ،

    خسته ام از این انتظار ، سخت است بی خبر بودن از یار،

    آن یاری که مرا در راه نفسگیر زندگی همیشه همراهی میکند ،

    آن یاری که هوای دلم را بارانی میکند

    مثل یک روز بارانی ، به لطافت همان بارانی که من عاشقانه دوستت دارم

    امشب نیز مثل همه شبها ، دلم دارد درونش حرفها ،

    بیا تا فرار کنیم از همه غمها ، بیا تا بشکنیم این سد را در بینمان ، تا نباشیم باهم ، ولی تنها

    میدانم تو نیز حال مرا داری ، تو نیز مثل من ، درد مرا داری ، دوری..فراغ..

    http://s2.picofile.com/file/7286883973/_1_17.jpg

    |یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391| 1:16|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    هر چه می کنم به چشمانم نگاه کن . آنوقت تو خواهی دید که چقدر

    برایم ارزش داری در قلبت جستجو کن - در روحت جستجو کن و وقتی

    که مرا پیدا کردی دیگر نخواهی گشت به من نگو که ارزش سعی کردن

    ندارد تو نمی توانی بگویی که ارزش مردن ندارد می دانی که اینگونه

    است هر چه می کنم برای تو می کنم به قلب من بنگر در خواهی یافت

    که چیزی برای پنهان کردن ندارم مرا آنگونه که هستم بپذیر جانم را

    بگیر همه چیز را خواهم داد همه چیز را خواهم داد نگو که ارزش

    جنگیدن ندارد.

    عکس های عاشقانه جدید

    |شنبه بیست و یکم بهمن 1391| 14:30|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    عکس عاشقانه
    عـاشقانه عـاشقانه ، بر درختت می زنم یک آشیانه تا بمانم در کنارت

    شادمانه عاشقانه عاشقانه ، بر لبانت بوسه عشقی فتادم ماهـرانه ، در

    وجودت غنچه هایی بر دمیده ، صادقانه عـاشقانه ، عاشقانه بی صدا و

     پر ترنم ، عـارفانه در صدایت مژده ای ، یا یک ترانه عاشقانه عاشقانه

    ، چشم تو رنگین کمان صد کـرانه ، گونه ات ، رنگ گل سرخ بهاره

    زلف تو هم رنگ شب های ستاره چهره ات بس جاودانه ، عاشقانه

    عاشقانه عاشقانه ، بر وجودت نقش بسته صد ترانه ، و صدایت چون

    طنین جاودانه می پرستم آن حضور عاشقانه
    |شنبه بیست و یکم بهمن 1391| 14:29|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    عکس برای ولنتاین 2013

    عکس برای ولنتاین 2013

    تو را به اندازه تعداد لرزش­های تنت دوست دارم
    تو را به اندازه تعداد لرزش­های تمام اجناس در دام دوست دارم

    تو را به اندازه تمام بلورهای چندش آور دوست دارم

    تو را به اندازه تمام حسرت­هایت دوست دارم

    تو را به اندازه تمام ستاره­های شب­های تنهایی­ات دوست دارم

    تو را به اندازه تمام سادگی­ات دوست دارم

    تو را به اندازه تمام شهوت­ها دوست دارم

    تو را به اندازه تمام کام­های پر هوس دوست دارم

    تو را به اندازه تمام واژه­های دوستت دارم دوست دارم

    تو را به اندازه تمام نگاه­های پر هوس دوست دارم

    تو را به اندازه تمام شاعران فاسد دوست دارم

    تو را به اندازه تمام دروغ­ها دوست دارم

    تو را به اندازه تمام دروغ­هایت دوست دارم

    تو را به اندازه تمام شرمندگی­ات دوست دارم

    تو را به اندازه تمام لحظه­های ترس و لذت دوست دارم

    تو را به اندازه تمام عصمت­های بر باد رفته دوست دارم

    تو را به اندازه تمام پیمان­های با حق دوست دارم

       تو را به قدر تمام جنین­های خوشبختِ کمتر از 9 ماه دوست دارم

    تو را به قدر تمام کودکان مقتول با دست مادر دوست دارم

    تو را از آن لحظه که عشقت در دلم مُرد دوست دارم

    تو را دوست دارم، تو را دوست دارم




    عکس برای ولنتاین 2013




    -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    سلام عزیز دلم ولنتاین نزدیکه.3 روز فقط مونده.از همین الان شروع کردم به نوشتن برای تنها

    عشقم.جیگرم.خانومم.هستی من.خیلی خیلی دوست دارم.تا ابد عاشقت هستم.و هر روز که

    میگذره بهت وابسته تر میشم.بیشتر دلم برات تنگ میشه.شبا همیشه خواب تورو میبینم.همیشه

    صورت زیبا و خوشگل تو جلومه.خدایا من سوزانم رو خیلی میخوام.دروغ جرا بعد از تو فقط

    اونو میپرستم.ممنونم خدا هدیه بزرگی بهم دادی.یه فرشته زیبا و مهربون با یه قلب پر از

    عشق.عشقم تو تنها دلیل زندگیه من هستی.تنها دلیل برای زنده بودنم.تنها دلیل برای نفس

    کشیدنم.تنها امیدم هستی.قلبم.جونم.دلم.روحم.جسمم.زندگیم همش در اختیار توا.هرچی که دارم

    مال توا.زندگی بدون تو هیچ معنی و مفهومی واسم نداره.حتی 1%.این تویی که امید دادی به

    من.تموم زندگیم شدی.روز به روزم.لحظه یه لحظم.ثانیه به ثانیه فقط تو تو قلبم ذهنم فکرم

    هستی.خیلی دوست دارم عشق ابدیه من.عاشقانه و صادقانه میگم تو یه دونه ای.مثل تو هیچوقت

    و هیچ جا وجود نداره.تو تکه تکی.سوزانم عاشقتم تا ابد

    |شنبه بیست و یکم بهمن 1391| 2:38|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    کارت پستال ولنتاین 2013


    یه احساسی به تو دارم یه حس تازه و مبهم

    یه جوری توی دنیامی که تنها با تو خوشحالم

    یه احساسی به تو دارم شبیه شوق و بیخوابی
    تو چشمات طرح خورشیده تو این شبهای مردابی

    تا دستای تو راهی نیست دارم از گریه کم میشم
    تو مرز بین من با تو دارم شکل خودم میشم

    مث گلهای بی گلدون هنوزم مات بارونی
    تو از دلتنگی دریا توی توفان چی می دونی؟

    نمی دونم کجا بودم که رویاهامو گم کردم
    که می سوزم که می میرم اگر که از تو برگردم

    خودم بودم که می خواستم همه دنیای من باشی
    ببین غرق توام اما هنوز می ترسی تنها شی

    یه احساسی به تو دارم یه جوری از تو سرشارم
    یه کم این حسّو باور کن که بی وقفه دوست دارم

    یه احساسی به تو دارم شبیه عشق و دل بستن
    تو هم مثل منی اما یه کم عاشق تری از من


    ------------------------------------------------------------
    سلام عزیزم.میدونم الان ناراحتی اما بدون من هیچوقت به اندازه دیشب خسته نبودم.منو ببخش که تنهات گذاشتم.واقعا متاسفم.دوست دارم عشق ابدیه من.ولنتاین مبارک عزیزدلم
    |سه شنبه هفدهم بهمن 1391| 17:21|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    یک نفر در همین نزدیکی ها

    چیزی به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است!

    خیالت راحت باشد...

    آرام چشمهایت را ببند...!

    یک نفر برای همه نگرانی هایت بیدار است!

    یک نفر که از همه زیبایی های دنیا

    تنها تورا باور دارد...!

    |یکشنبه پانزدهم بهمن 1391| 18:41|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|



    گل سرخ رو دوست دارم
                 چون رنگ خونه
                       خون رو دوست دارم
                                چون تو رگ جاريه
                                       رگ رو دوست دارم
                                                 چون به قلب راه داره
                                                            قلب رو دوست دارم
                                                                         چون جاي تو توشه
    |یکشنبه پانزدهم بهمن 1391| 18:38|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    روزهــایـی هســت

    که دلـــــ ـــت از خیــــ ــال ش پُــر مـی شـــود

    شب هــایـی هســت

    که رویــــ ــای ش را در آسمـــان نقــــــــــــــــــــــــــــــاشی مـی کنــی

    روزهــایـی هســت

    که بـا او تـا مــــــرز تمــام ممکـــ ــن ها مــــی روی

    شب هــایـی هســت

    که دلـــت

    بـوســـ ـــــه هایش را مـی خواهــد

    روزهــایـی هســـت

    که دســت های ت گـرمـی دستــان ش را مـی خواهــد

    شب هــایـی هســت

    که آغـــــــ ــــــوش ت نَـــوای هــم آغـــــوشی های ش را مـی خواهــد

    روزهــایـی هســت

    که عطـرِ دلتنـــ ـــگِ گـل سُــــرخ

    مشــام انتظــــــــ ـــــــــــــــــارت را دلتنــــگ تـَر مـی کنـــد

    شب هــایـی هســت

    که تَنَـــت راهِ شــــب تَنَـــــش را مـی خواهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

    و روزهــا و شب هــایـی هســت

    مثـل ایـن روزهــا و ایـن شـب هـای مـ ـــن

    امــروز....

    از گونــه هـایم صـــــدای شعـــ ــر مـی آیــد

    و چشــــم هـایی که تــ ـــو را بــــی شکسـت

    در قــــافیـه ی

    اشــــک ها و لبخنــــــد های

    لحظـــه ی دیـــ ـــدار

    مُشاعــــــــــــــــــره کــرد

    امشــب....

    نه دیگـر از خیـــ ــــال ت پــُرم و نه رویــــ ــای ت را نقـــــاشـی مـی کنــم

    امشــب...

    مـــ ــن پُـرم از بـــــــــــودنِ امـروز تــ ـــو

    که شــب م را واقعیتــــــی سبــز در دفتــر زندگــــــی نقــاشـی کــرد

    امشــب...

    هَمســان قـایقـــی رَهــا در طـوفـــان عطــر تــــــَن تــو بـالا و پــایین مـی روم

    نفــــ ـــس های تــو

    تمــــام رویــــ ـــاها را شکســــت داد

    گرمـــی دستــــ ـــان مهـربــــان تــو

    کویــــر زرد و بـــــی روح تَنـــــَـــم را سبــز کـــرد

    بوســ ـــه های ســُرخ و تَـــب دار تــو

    مـرا مُبتـــــلا به عشـــ ـــق بــ ــازی کــرد

    لمــس انگشتــان تــ ــو

    بر روی لـــب های مـــــــــــــــــــــــــ ــن

    چه احســاس خــوبی داشـت

    وقتــی مـی دانِستـَـم لـــب هایم تنهــا از آن توســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

    تــ ـو ماننـد نـَم نـَم بــــاران

    لبانــم را خیــــــس کـردی

    و مــ ــن

    تَنَــم خیـــس شد از خجالـــــتِ بـوســــــــــه

    پیچـــــــَک های نــاز تـــَن تــو

    تـــَن نیلـوفـــــری مــرا نــــــ ــــــــوازش کــرد

    و بر تمــــام دلتنگـــــ ــــی هـایم

    پیچیــدُ و پیچیــــُد و پیچیـــــــــــــد

    و مــــ ـــن

    با تــ ـــو بـــــــــودن را نیلـوفـــرانه

    در میـــان ایـن هـــوای شـرجــــی تـابستــــ ــــــانـی

    زیــر آسمـ ــان آبــی چَشمـــان تــو

    و در محفِلـــی بارانی

    که آغشتـــه از شَهـــــ ــــــوت دوستـــــت دارم های ماسـت

    زندگـــی کـــــــــــــــــــــــردم


     
    |سه شنبه دهم بهمن 1391| 1:16|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    خیلی وقته دلم می خواد بگم دوست دارم بگم دوست دارم از تو چشمای

     من بخون که من تورو دارم فقط تو رو دارم بی تو کم میارم نیبنم غم و

     اشک تو چشمات نبینم داره می لرزه دستات نبینم ترسو توی نفسهات

    ببین دوست دارم منم مثله تو با خودم تنهام منم خستم از تموم دنیام منم

    سخت می گذره همه شبهام ببین دوست دارم دوست دارم وقتی که

    چشماتو می بندی با من به دردای این دنیا می خندی آروم می شم بگی از

     غمات دل کندی بیا به هم بگیم دوست دارم دوست دارم من اون چشمای

     قشنگتو دارم واست می خونم این آهنگتو هر چی می خوای بگو از دل

     تنگتو بیا به هم بگیم دوست دارم... آره دوست دارم..
    |چهارشنبه چهارم بهمن 1391| 5:21|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


     

         روزی صد هزار دفعه بگم که میمیـــــــــــرم برات؟

     

           اجازه هست جار بزنم بگم چقدر دوســــــــــــــــت دارم؟

     

                  بگم میخوام به خاطــــــــــــــــــــرت سر به بیابون بذارم؟

     

                      اجازه میدی که شبـــــــــــــــا همش بیام تو خواب تـــــــــــــــــو؟

     

                                  اجازه میدی قصه هام با عشــــــــــــــق تو جـــــــــــــــــــون بگیره؟

     

                       چشمای عاشـــــــــــــــــقم واست روزی هزار بار بمـــــــــــــــــــیره؟

     

                  اجازه هست پـــــــــــــناه من گرمی آغوشــــــــــــــــــــــت بشه؟

     

             هر اسمی جز اســــــــــم خودم دیگه فراموشــــــــــت بشه؟

     

       اجازه میدی که بگم من مال تـــــــــــــــو،تـــــــــو مال من؟

     

    اینو بهت گفته بودم که تویی همه زنــــــــدگی من؟

    اجازه میدی تا ابد سربذارم رو شونه هات؟

    |چهارشنبه چهارم بهمن 1391| 4:5|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    عآشق ِ آن پیچ ِ تاریک ِ خیآبآن هَـستمــ ,

     آنجا ک ِ میشـَــود لـَبــانــَت را بوســـید

    |چهارشنبه چهارم بهمن 1391| 3:40|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    سلام عزیزم.الان تو خوابیدی ولی من اصلا امشب با حرفی که زدم.خوابم نمیبره.هی میگم مجتبی بی فکر

    حرف نزن.نزن.اما باز بدتر میشه.خیلی با حرفام که خودمم یه لحظه نمیفهمم چی دارم میگم اذیتت

    میکنم.امشب اسمسمو 100 بار تا الان خوندم.100 بارشم به خود هرچی که از دهنم در میومد گفتم.من

    موندم چرا بعضی وقتا بدون اینکه فکر کنم حرف میزنم.اومدم اینجا تا جلو این آدمایی که میان و میرن

    بگم.منو ببخش امشب خیلی اعصابم بهم ریخته.وقتی از بی حسی حرف زدم منظور من این بود که اون

    درصد شادی که نمیتونم با هیچی هیچوقت عوضش کنم چقدره.اون لحظه.اون ثانیه که میبوسمت بهترین و

    قشنگ ترین لحظه ی زندگیمه.من تو زندگیم هیچی نداشتم.هیچی.اما تو و قلب مهربونت همه چی به من

    دادید.همه چی.ازت ممنونم عشقم.تو خیلی خوبی.خیلی اما من چی ؟ میگی خوبم.بهترینم.سعی کردم و میکنم

    که همیشه باشم.اما نمیدونم چرا بعضی وقتا دهنم بدون فکر باز میشه.نمیدونم واقعا.اما از امشب دیگه بدون

    فکر باز نمیشه گرچه خیلی دیره.اما اگه جلوشو نگیرم از این بدتر میشه.شاید تو دیگه هیچ منو نبخشی سر

    این موضوع اما باور کن که تقصیر من و حرف من نبوده و نیست.من همیشه واسه عشقم.جونم.عمرم.تنها

    کسی که تو زندگیم دارم حس دارم نه یکم.خیلی خیلی خیلی.حسی که هرگز نداشتم و ندارم.اما با تو این حس

    رو دارم.و هر لحظه و هر دقیقه و هر صدم ثانیه این حس بیشتر و بیشتر و بیشتر میشه.تا 2 سال دیگه اگه

    بخشیدیم که این حسو بهت منتقل میکنم تا ببینی که حسم خیلی خیلی بیشتر از اونیه که میدیدی.اطمینان میدم

    که هرگز باورت نمیشه که چقدر دوست دارم و چقدر عاشقتم.امیدوارم منو ببخشی.و این یه چیزو از من

    و خودت نگیری.قول میدم جبران کنم.منو ببخش نفسم.عاشقانه و صادقانه دوست دارم و تا ابد عاشقتم 

    |چهارشنبه چهارم بهمن 1391| 3:21|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    بده دستاتو به من


    بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی

    می دونم خوب می دونی تو، تارو پودو ریشمی

    تو که از دنیا گذشتی واسه یه خنده ی من

    چرا من نگذرم از یه پوستو خون به اسم تن

    تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم

    ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم

    نمی دونم چی بگم که باورت شه جونمی

    توی این کابوس درد رویای مهربونمی

    وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ میشه باز

    عشق تو، تو لحظه هام حادثه سازو قصه ساز

    به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم

    نمیدونم چی میشه بدجوری گوشه گیر میشم

    ممنونم که بچه بازیهامو طاقت می کنی

    هر چقد بد میشم اما تو نجابت می کنی

    هر کجای دنیا باشم با منی و در منی

    نگران حال و روزم بیشتر از خود منی


    I LOVE YOU


    suzane mani


    Eshghe mani

    |چهارشنبه چهارم بهمن 1391| 1:50|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    وای که چقدر دوستت دارم عشقم ... تنها کسم همیشه با من باش ... خیلی خودخواهم نه؟


    دوستت دارم عشقم ... هر روز عاشق تر میشم ... هر روز دلبسته تر میشم .. 


     تنهام نذار که میمیرم...



    دوستت دارم

    |یکشنبه یکم بهمن 1391| 14:27|(¯`˙▪●❤ Suzan ❤ ●▪•˙´¯)|


    Sky Theme